الشيخ رسول جعفريان

530

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

اخلاق و تهذيب باطن به حدّى كوشيد كه به تصوف متهم گرديد . « 1 » ميرزا حسين نورى نيز شواهدى دربارهء علايق و تمايل آخوند ملا محمد تقى مجلسى به تصوف آورده است و در عين حال ، آنچه را علامه مجلسى در تبرئه پدرش از انجام اعمال صوفيان درويش خصلت آورده ، تأييد كرده است . وى با اشاره به تهذيب نفس و روايات مربوط به آن ، كار آخوند را در اين جهت دانسته ، نه عمل به آنچه كه ميان صوفيان معمول بوده است . وى ارتباط اوليه او را با تصوف كه متوجه همين هدف بوده آورده و رسالهء سير و سلوك و نيز برخى اشعار وى را كه حاكى از اين گرايش اوليه اوست ، ذكر كرده « 2 » و با اين همه ، او را از تصوف تبرئه كرده است . « 3 » گفتنى است كه رساله‌اى نيز با عنوان مجاهده از محمد تقى مجلسى در درست است كه دربارهء رياضات و عبادات بوده و عبارت نخست آن چنين است : . . . و بعد چون بناى ايقان و ايمان بر رياضات و مجاهدات است . . . و شكى نيست كه مراد از اين مجاهده ، مجاهدهء اكبر است . . . « 4 » تنكابنى نيز نوشته است كه مردم ، وثوقى به آخوند محمد تقى مجلسى نداشتند و وى را داخل در سلك صوفيه مىشمردند ، تا آن كه آخوند ملا محمد باقر مجلسى پا به عرصه آمد و او به پدرش وثوقى پيدا كرد ، در آن وقت مردم نيز وثوق پيدا كردند . « 5 » ممكن است اين نكته اشاره به فضايى باشد كه پس از رشد جريان ضد تصوف و حملات ميرلوحى و حاميان او به مجلسى اول ، براى وى درست شده بود و بعدها با دفاعى كه علامهء مجلسى از پدرش كرد ، آن وضعيت تغيير نمود . علامهء مجلسى در رسالهء اعتقادات اين تصور را كه پدرش از متصوفه بوده ، انكار كرده و تمسك وى را به اخبار اهل بيت عليهم السلام ، دليل اين امر دانسته است . وى او را ملكهء زهد و ورع دانسته و رفت و آمد وى را با صوفيه در ابتدا ، براى هدايت آنان عنوان كرده ، مىنويسد : زمانى كه فهميد جمعى از آن‌ها هدايت شدنى نيستند ، از آن‌ها تبرّى جسته و حتى تكفيرشان كرد . « 6 » مرحوم مجلسى آن چنان كه خود اظهار مىدارد ، به دليل اين كه فرزند اوست در اين بارهء اطلاع بيشترى دارد . عبارتى كه علامهء مجلسى در صراط النجاة « 7 » آورده چنين است : و ايّاك أن تظن بالوالد العلامة نوّر الله ضريحه انّه كان من الصوفية او يعتقد

--> ( 1 ) . بهبهانى ، آقا احمد ، مرآة الاحوال ، ج 1 ، ص 60 ( 2 ) . نورى ، ميرزا حسين ، الفيض القدسى ، چاپ‌شده در بحار الانوار ، ج 105 ، ص 118 ( 3 ) . نورى ، همان ، بحار ج 105 ، ص 110 ( 4 ) . دانش‌پژوه ، فهرست دانشگاه ، ج 12 ، ص 2770 ، ش 3783 ( 5 ) . تنكابنى ، قصص العلماء ، ص 223 ( 6 ) . طالقانى ، شرح رساله اعتقادات ، تأليف 1103 ، برگ 191 ، نسخهء شماره 2251 كتابخانهء آية اللّه نجفى . ( 7 ) . نسخهء شمارهء 31226 برگ 42 - 57